ساعت 15 با حضور استاندار طرح مسکن مهر در بردخون آغاز می گردد.
این قسمتی از دعوتنامه ای بود که از طرف بخشداری صادر شده بود و گروهی از مسئولان ومردم جهت حضور در این مراسم به بخشداری فراخوانده شده بودند.
حدود ساعت 45/14 به طرف بخشداری حرکت کردیم تا به موقع در جلسه حاضر باشیم وموجب تأخیر آن نباشیم. مدعوین به مرور وارد سالن شدند وبیشتر افراد حضور یافتند وکم کم زمان جلسه می گذشت وبیش از 35 دقیقه از زمان قبلی سپری شد ولی جلسه تشکیل نشد تا اینکه یکی از کارمندان بخشداری خطاب به حاضرین در سالن گفت : با عرض معذرت جلسه لغو شد.
عده ای باور نمی کردند ولی واقعیت بود تا مشخص شود که استاندار نیز ممکن است مشکل داشته باشد وطرح مسکن مهر در بردخون به آینده ای نا معلوم موکول گردد.
عده زیادی از مردم وبویژه جوانان ساعتها فبل جهت دیدار با استاندار وحضور در اجرای این طرح در بخشداری آمده بودند وبی صبرانه آمدنش را انتظار می کشیدند.
باز هم مردم بردخون وجوانان قدرشناس این دیار چشم انتظار حضور استاندار محترم هستند تا شاید گره کور ومشکل مسکن این منطقه با دستان وی باز گردد وشاهد حل آن باشیم.
هرچند استاندار صبح در دیر حضور یافته بود وپیگیر مسکن مهر در دیر وآبدان بودند.
پس درآرزوی این لحظات به سر میبریم .امید که واقعیتی شیرین داشته باشد.
یا حق وخدا نگهدار
تشکیل اتاق فکر جهت اعتلای مسائل آموزش وپرورش ضروری است.
این مطلب را رئیس اداره آموزش وپرورش منطقه بردخون بیان کرد وگفت : مشورت وهمفکری واستفاده از سلایق وتجربه های مختلف باعث کارآمدی ورشد وپیشرفت خواهد شد.
ایشان که در جمع مدیران وکارشناسان اداره سخن می گفت افزود : آموزش بدون پرورش جایگاه واهمیتی ندارد واین دو همچون دوبال یک پرنده اند که نقص هرکدام موجب اخلال در کار می شود.
علی موحدی ادامه داد: هرچند اعتبارات لازم در فعالیتهای پرورشی لحاظ نشده است ولی با یاری خدا وهمکاری ومساعدت اولیا ء وارگانهای ذیربط ودانش آموزان کلاسهای اوقات فراغت در منطقه تشکیل میگردد.
وی توجه به بخش کاردانش را مهم دانست وبر راهنمایی علاقمندان جهت تحصیل در این رشته تأکید نمود.
ایشان استفاده از نخبگان ، مدیران ، دبیران ، روحانیون ، دانش آموزان واقشار مختلف در جهت اعتلای آموزش وپرورش را لازم خواند وافزود : تغییرات باید در مسیر پیشرفت وترقی باشد وبا بهره وری از تمام ظرفیتها وبویژه نیروی انسانی کارآمد وزبده ومجرب وکاردان به قله های موفقیت دست پیدا کنیم .
وی در پایان خواستار توزیع عادلانه اعتبارات و امکانات شد تا همگان به اندازه نیاز وبدون تبعیض بهره مند گردند.
افراشته برای همیشه از ساختمان استانداری بوشهر رفت
خلیج فارس : با قطعی شدن حکم مدیریت سازمان اداری مجلس شورای اسلامی برای استاندار، «علی افراشته» برای همیشه از ساختمان استانداری بوشهر رفت.
یک منبع آگاه در گفتگو با «خلیج فارس» اظهار داشت: شب گذشته دکتر لاریجانی رییس مجلس هشتم طی تماسی با افراشته از انتصاب وی به عنوان رییس سازمان اداری مجلس هشتم خبر داده است.
این منبع افزود : یکشنبه شب گذشته طی رای گیری در هیئت رییسه مجلس و با نظر مثبت لاریجانی، افراشته با اکثریت آراء به عنوان رییس سازمان اداری مجلس انتخاب و به زودی حکم رسمی به وی ابلاغ خواهد شد.
گفتنی است که صبح چهارشنبه (امروز) در صورت انجام پرواز بوشهر- تهران افراشته برای دریافت حکم جدید به پایتخت سفر خواهد کرد و به احتمال زیاد برای همیشه استانداری بوشهر را به مقصد بهارستان تهران ترک می کند.








گردهمایی فرهنگیان منطقه بردخون در تالار مفتون این شهر برگزار شد.
بخشدار بردخون طی سخنانی به جایگاه آموزش وپرورش اشاره کرد وگفت : معلمان همچون خورشیدی درخشان روشنی بخش جامعه هستند.وی از تلاش وپشتکار فرهنگیان بویژه آقای عابدی تقدیر کرد وگفت : ایشان تمام تلاش وهمت خود را در راه پیشرفت این منطقه به کار گرفت.
فرماندار شهرستان نیز با اشاره به فلسفه مسئولیت در نظام اسلامی گفت : مسئولیت فرصتی برای ادای دین وخدمت به مردم است وهمه دغدغه ما این است که از این موقعیت درراه تحقق اهداف نظام اسلامی بهره ببریم.
آقای خسروی افزود :هرفرددر مسئولیتش باید وظایف خودرا به نحو احسن انجام دهد وسنگر آموزش وپرورش پیوسته شاهد حضور رزمندگان جان برکفی است که برای مبارزه با جهل وبیسوادی تلاش می کنند وچون سربازی در نبرد با تهاجم فرهنگی گام بر می دارد.این سنگر باید به جای سربازان خسته ، سربازان تازه نفس را به کار گیرد وبا روحیه ای تازه ومضاعف در راه اعتلای اهداف نظام به پیش رود.
وی آرامش وثبات همراه با همکاری وهمفکری را لازمه آموزش وپرورش دانست واز همه فرهنگیان خواست یکدل ویک صدا به سوی آینده ای درخشان گام بر دارند.
رئیس سازمان آموزش وپرورش استان نیز ضمن تبیین جایگاه واهمیت آموزش وپرورش در نظام اسلامی گفت : افتخار داریم که لباس معلمی را پوشیده ایم وهیچ وقت حاضر نیستیم این لباس را از تن خارج کنیم. وی افزود : پیامبران وائمه در این مسیر گام برداشته اند.
حاجی زاده معلمی را مسئولیت خطیر وسنگینی برشمرد وگفت : اگر خدا مارا کمک نکند این بار به مقصد نمی رسد.
وی با اشاره به موقعیت کشورمان در جهان گفت : در این برهه از زمان ما دارای بهترین نظام وبهترین رهبر وبهترین مردم هستیم واگر قدر این لحظات را ندانیم هیچ وقت چنین وضعی به دست نمی آیدوباید خداراشاکر باشیم.
ایشان ضمن بیان اینکه معلم هیچ وقت بازنشسته نمی شود گفت : او انسان شریفی است که پیوسته در راه مبارزه با جهل و سیاهی وپلیدی حرکت می کند.
حاجی زاده با اشاره به اینکه برخی مطالبات فرهنگیان در حال پرداخت است گفت : در چند روز آینده اطلاعات بیشتری در این باره ارائه می گردد.
ایشان در پایان ضمن تقدیر از آقای عابدی رئیس سابق اداره آموزش وپرورش منطقه بردخون آقای علی موحدی را به عنوان رئیس جدید این اداره معرفی نمود.
در ادامه نیز آقایان عابدی وموحدی به ارائه عملکرد وبرنامه ها واهداف خود پرداختند.
سپس هدایایی از سوی مدارس ، فرهنگیان ، ادارات ، شوراها به آقای عابدی تقدیم شد.
به منظور بررسی وتعیین تکلیف اراضی کشاورزی ، موات وملی جلسه ای در بخشداری بردخون برگزار شد.
در این جلسه که معاون سازمان جنگلها ومراتع ومنابع طبیعی کشور وجمعی از کارشناسان مرکز واستان حضور داشتند بخشدار بردخون با اشاره به جایگاه واهمیت موضوع خواستار تصمیم قاطع در این زمینه شد .وی افزود : عده زیادی از مردم دچار نگرانی وتشویش هستند وخواستار ارائه پاسخی قانع کننده می باشند وچشم انتظار تصمیمات کارشناسی هستند.
سید علی هاشمی با اشاره به اینکه این جلسه در راستای سفر استاندار به بردخون برگزار می شود ابراز امیدواری کرد که نتایج آن راضی کننده باشد.
فرماندار شهرستان نیز ضمن تبیین جایگاه مردم گفت : اکثر مردم منطقه به کشاورزی مشغولند ولازم است تدابیری اندیشیده شود تا مشکلات حل گردد.وی افزود : با نوع مدیریت ونگاه دولت خدمتگذار ، نیاز ورضایت مردم در اولویت است.خسروی اعتبار نظام را مهمترین امر دانست وگفت : نباید مردم برخی ضعف وکم کاری ها وکمبودها را به نظام ربط دهند. ایشان ادامه داد : بی شک وجود منابع نفت وگاز وآینده درخشان منطقه ، اراضی را دارای ارزش مضاعف کرده وما باید با دقت وکارشناسی حقوق مردم را پاس داریم.
مدیر کل منابع طبیعی استان نیز گفت : با توجه به زمین خواری های مختلف در کشور ، لازم است مصوبات شورا به گونه ای باشد که حقوق دولت ومردم رعایت گردد.
ایشان با اشاره به وجود 250 پرونده اعتراضی در شهرستان دیر گفت : در همه شهرستانها پرونده هایی در این زمینه وجود دارد وما با تدابیر لازم در جهت مختومه کردن آنها گام بر می داریم.
میرشکاری ضمن بیان اینکه ما حافظ اراضی کشور هستیم افزود : این زمین ها در موقعیت های مختلف به مردم ونیازمندان واگذار می شود.وی ادامه داد : مناطق حاشیه پارس جنوبی وشمالی شاهد بیشترین اعتراضات مردمی بوده است واین نشان از حساسیت موضوع است.
معاون سازمان جنگلها ومراتع ومنابع طبیعی نیز گفت : ما بر اساس قانون عمل می کنیم وموظف به اجرای مقررات هستیم و در این امر حقوق مردم ودولت در نظر است. مهندس عموزاده افزود : اقامه قسط حق وسهم هرکس است ولی این نباید باعث سوء استفاده شود وحقوق جابه جا وتضییع گردد.
وی با اشاره به ارزش مضاعف زمین در منطقه گفت : بی شک با وجود منابع انرژی موجود امکان هر نوع سوء استفاده وجود دارد وبعضی زمین خواران تلاش می کنند از هر راهی اراضی را به تملک خود درآورند.
ایشان ملاک عمل را قانون مصوب سال 41 دانست وگفت : در این قانون کلیه عرصه ها واعیان طبیعی به عنوان منابع ملی قلمداد می گردد وبراین اساس ما حافظ قانون هستیم وطبق مقررات زمین را به مردم واگذار می نماییم.
وی با اشاره به تصمیم جمعی مبنی بر همکاری با مردم گفت : اگر بخشداری وشورای محل ، اسناد موجود مردم را تأیید نمایند ومالکیت آنها را به رسمیت بشناسند ما نیز به نظر آنان احترام می گذاریم.
مهندس عموزاده با اشاره به اینکه مقررات موجود جهت حفاظت از منابع طبیعی کشور است وقصد آزار مردم وکشاورزان را نداریم گفت : مسائل در شورایی متشکل از کارشناسان وحقوقدانان بررسی می شود واز تضییع خقوق ممانعت می کنیم ودر حد امکان حقوق مردم ارجحیت دارد.
وی افزود : این استان مقام چهارم را در کشور از لحاظ اعتراضات مردمی در زمینه اراضی دارد .
در ادامه مسئولان وکارشناسان منابع طبیعی وجهاد کشاورزی وشوراهای اسلامی پیرامون موضوع به بحث وگفتگو پرداختند وراهکارهای حفاظت و صیانت از منابع طبیعی را به مشورت گذاشتند وتصمیمات لازم گرفته شد.
عطش در کام ديری ها بيداد می کند...
پایگاه خبری ارم / چند روز پيش اتفاقی، عکس های دوره مسئوليت زنده ياد حيدر دوراهکی فرماندار فقيد شهرستان دير را می ديدم. يکی از اقدامات جالب آن زنده ياد، که جان خويش را نيز فدای خدمت به مردم کرد، تشکيل جلسه شورای اداری شهرستان در روستای شيبرم واقع در بخش بردخون شهرستان دير است. شيبرم روستايي است با 7 خانوار –البته اوایل سال 1385 و حالا را نمی دانم- که در آن وقت از حداقل امکانات لازم برای زندگی برخوردار نبود.
حيدر دوراهکی در بدو انتصابش در مسئوليت فرمانداری شهرستان در فروردين ماه 86، يکی از اقدامات انقلابی خود را به زدودن گرد و غبار محرومیت از چهره روستای شیبرم و اهالی آن معطوف کرد. تاريخ جلسه شورای اداری را بخاطر ندارم اما يادم می آيد در جلسه صبح شورای اداری اعلام کرد که همه اعضای شورا می بايد ساعت 5 بعداز ظهر در روستای شيبرم برای تشکيل جلسه شورای اداری با دستور جلسه رفع محروميت از آن روستا حضور يابند. بعد از ظهر جلسه شورای اداری شهرستان دير در روستای شيبرم در سايه پسين گاهی خانه يکی از اهالی بر روی سکنچه آن خانه تشکيل گرديد و ابتدا فرماندار فقيد در خصوص ضرورت خدمت به مستضعفين سخن گفت. شايد واژه مستضعفين را از آن جهت در سخنانش چندین بار بکار گرفت که روزگاری خود مديرکل بنياد مستضعفان و جانبازان استان بوده و وضعيت مستضعفین را به خوبی درک می کرد. وی تاکيد کرد که وجود منطقه ای مسکونی با اين درجه از محروميت شايسته نظام اسلامی نيست و مسئولين مربوطه را مؤظف کرد ظرف مدت زمان سه ماه، می بايد اين روستا دارای امکانات آب، برق و راه ارتباطی شود. حتا يادم می آيد در همين جلسه بود که گفت در صورت تخطی هر کدام از مسئولين، فرمان عزل را صادر خواهد کرد. فرمانی که در آغاز بکار دولت نهم بسيار رواج داشت و فرمانداران به محض دريافت حکم مسئوليت، مسئولين شهرستانی بازمانده از دولت قبل را عزل می کردند. گرچه چند ماه بعد روح بلند زنده ياد حيدر دوراهکی عروجی شهادت گونه يافت و او نتوانست تحقق خواسته هایش را به تماشا بنشيند اما اراده محکم او در پيگيری خواسته هايش و تلاش های خستگی ناپذيرش در راستای زدودن گرد و غبار محروميت از چهره شهرستان نشان داد می توان همچنان به رفع مظلوميت ها و محروميت ها و توسعه شهرستان دير اميدوار بود. امروز روستای شيبرم نه تنها از نعمت آب، برق و راه برخوردار است بلکه اهالی آن می توانند از تلفن نيز استفاده ببرند. اما آيا همه نقاط شهرستان دير، چنين توسعه يافته است؟ شايد باور نکنيد اما واقعيت آنست که امروز در بيشتر روستاها و شهرهای شهرستان دير مردم حتا آبی برای نوشيدن ندارند چه برسد برای شستشو و کارهای ديگر... دستگاه های آب شيرين کن موجود نيز پاسخگوی اين حجم فزاينده از تقاضا برای آب نيستند. امروز، مدت هاست که در شهرستان دير، بی آبی بیداد می کند. مردم از بی آبی رنج می برند و اقدامات مسئولين امر نيز نتوانسته است چاره ای باشد برای اين قحطی آب. امروز در شهرستان دير، بار ديگر تاريخ تکرار شده است؛ ظهر عاشورا و عطش در ياد ها زنده شده است...
گرچه حضرات مسئولين دليل اين بی آبی و رنج مردم را کاهش آب ورودی به استان و شهرستان می دانند اما واقعيت آنست که ضعف شديد مديريت شهرستان و ناتوانی مديريتی مسئولين مربوطه ريشه اصلی چنين اتفاقاتی ست. متحیر مانده ام آنان که مدعی بودند "ما می توانيم" و "می شود"، چرا چنين چشم های خود را بر رنج طاقت فرسای مردم و نياز اوليه زندگی آنها می بندند... واقعا! نمی دانم چه بايد کرد...
بالاخره پس از مدتها شایعه وبحث وگفتگو مسئله خداحافظی مجید عابدی از آموزش وپرورش منطقه بردخون رنگ واقعیت گرفت وبه صورت رسمی فردا مراسم تودیع ایشان ومعارفه علی موحدی انجام میگیرد.
جناب آقای عابدی در این مدت توانست با تعامل سازنده وایجاد جو مناسب تلاش خود را در جهت رفع مشکلات واعتلای آموزش وپرورش بخش به کار گیرد.
روح لطیف وشاعرانه ودوستی ایشان با ارباب رجوع وهمکاران وفرهنگیان از او چهره ای دوست داشتنی ساخته بود ودر این مدت عامل خدمات فراوان به منطقه بود.به هر حال هر آمدنی ، رفتنی داردوایشان خود می دانستند که روزی باید این پست را تحویل دهند واو در زمانی این موقعیت را ترک می کنند که در اوج محبوبیت است واکثر فرهنگیان از عملکردشان راضیند.
بی شک حضور برادر عزیز موحدی نیز که از فرهنگیان سرشناس وچهره های پرتلاش آموزش وپرورش شهرستان هستند می تواند باعث افتخار وتوسعه فرهنگی بردخون شود.
ایشان در زمینه های پرورشی خدمات زیادی دارند وبرای ما ناشناخته نیستند وبا همکاری ومساعدت فرهنگیان ومسئولان می تواند به پیشبرد امور ورونق کارها کمک کند.
در پایان از همه مردم وچهره های فرهنگی ونخبگان واهل فن ومتخصصین تعلیم وتربیت درخواست می شودبه رئیس جدید همفکری ویاری دهند واز ایجاد محیط مسموم وغیر مفید بپرهیزند تا شاهد ارتقای کارها وباز شدن گره ها گردد.
از خدمات ودلسوزی آقای عابدی در این مدت تشکر می نماییم وبرای جناب موحدی آرزوی توفیق وموفقیت داریم.
مدتی است که با توجه به کاهش بارندگی ها مسائلی در زمینه کمبود آب وقطع برق پیش آمده است.هرچند عده ای به درستی دچار مشکل می شوند به عنوان مثال خود ما در مجتمع فرهنگی هنری از آب کافی بی بهره ایم به نحوی که برای نظافت دستشویی وسیستم بهداشتی ظرف زیر کولر می گذاریم.ولی این دلیل نمی شود که ما همه را به مسئولان ربط دهیم وشروع به توهین به دلسوزان منطقه وبومی از جمله بخشدار کنیم.نه اینکه بخواهم از ایشان دفاع کنم زیرا بنده هنوز از داشتن حتی یک قطعه زمین ومنزل مسکونی بی بهره ام وامتیازی دریافت نکرده ام که بخواهم جبران نمایم وآنچه می گویم در این مدت به چشم دیده ام .
بخشدار فعلی از جمله افراد دلسوز وفعال در منطقه هستند وعلیرغم همه موانع تلاش خود را به کار گرفته است .مسئولانی نظیر بخشدار ورئیس آموزش وپرورش مایه افتخارند واگر قدرشان را ندانیم ممکن است آنان را از دست دهیم وافسوس وپشیمانی بی فایده است.
همانگونه که گفتم بنده هیچ وقت نخواسته ام از فردی تمجید نمایم چون نه نیازی به این کار می بینم ونه اینکه خود نیازمند این امر هستم وتملق وچاپلوسی را زشت ونامیمون می دانم.
اگر در این زمان حرفی می زنم فقط برای منطقه است که ما قدر نعمتهای خدایی را نمی دانیم وبه راحتی آنان را از دست می دهیم.
پس همه مردم وگروهها واقشار مختلف با وحدت وهمدلی دست به دست هم دهیم تا شاهد آبادانی بردخون باشیم.
خلیج فارس: معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری بوشهر در بخشنامه ای ساعات آغاز کار ادارات بوشهر را از 19 خردادماه 6 صبح اعلام کرد.
به گزارش «خلیج فارس» این بخشنامه روز پنج شنبه 16 خردادماه به ادارات و سازمان های استان بوشهر ارسال شده و بر اساس آن ساعات کار ادارات استان از 19 خرداد ماه یک ساعت و نیم جلوتر آغاز می شود. برپایه این بخشنامه ادارات استان از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 6 صبح تا 30.:13 و پنج شنبه ها تا 12:30 باید فعالیت کنند.
متن بخشنامه معاون استاندار بوشهر به ادارات استان به شرح زیر است:
اعضای محترم شورای اداری استان
سلام علیکم
با استناد به مصوبه 89881 ت 374 ه با مورخ 28/12/84 هیئت محترم وزیران مبنی بر تعیین ساعات کار سازمانهای اداری در استانها با نظر استاندار محترم، بدین وسیله ساعات کار ادارات، نهادها و سازمانهای دولتی در استان از تاریخ 19/3/87 تا پایان شهریورماه به شرح ذیل تعیین می گردد:
شنبه تا چهارشنبه: از ساعت 6 صبح الی 13:30
پنج شنبه: از ساعت 6 صبح الی 12:30
غلامحسین کرمی
شاه فرج الله مشهور به امين ديوان از نوادگان امام زین العابدين (ع) و جد اعلای سادات دشتی است.اجداد وی در زمان خلافت مامون عباسی و به دعوت امام رضا (ع) از مدينه به شوش آمده بودند مقبره وی در تنگه ای از کوه درنگ در نزديکی روستای جاشک قرار دارد. در جنوب شهر جاشک جاد ه ای
فرعی و صعب العبور از جاده اصلی بوشهر کنگان منشعب شده پس از طی حدود شش کيلومتر به آن امام زاده می رسد.در گذشته جاده آن اسفالت گرديده است.گويا در قرن هفتم هجری در زمان اتابکان فارس در منطقه دشتی در گيری صورت می گيرد اتابکان وقت ابوبکر بن سعد بن زنگی که بر تمام نواحی خليج فارس و دريای عمان تسلط يافته بود کسانی را برای ساکت کردن شورش روانه می کند ولی آنها در ماموريت خود موفق نمی شوند آنگاه شاه فرج الله را که در آن موقع مقيم شيراز و بزرگ طايفه خود بود روانه دشتی می نمايد وی با درايتی که به خرج ميدهد شورش مزبور را از بين برده و صلح و صفا در منطقه ایجاد ميکند اتابک فارس در عوض چنين کاری زمين وسیعی در منطقه نوکين و زيدان به وی واگزار ميکند و از آن پس در آنجا ساکن ميشود .بعد از فوت فرزندان وی بنا به وصيت خود امين ديوان او را در کنار چشمه آب در اطراف کو ه جاشک دفن نمودند.قبر ایشان در يک اتاق کوچکی قرار گرفته است در کنار آن يک حلقه چاه و يک آب انبار و باغ با صفايی با چشمه آبی قرار دارد. این محل علاوه بر اینکه زيارتگاه با صفايی است سياحتگاه جالبی نيز محسوب می شود.در سمت غرب و چسبيده به زيارتگاه امير ديوان مقبره بی بی نور وجود دارد که عد ه ای ا عتقاد دارند خواهر شاه فرج الله است.در اتاقی که ایشان مدفون است مردان حق ورود ندارند و تنها زنان به زيارت می روند هر دوی آنان دارای خوارق عادت ميباشند. شاه فرج الله جد سادات حسينی دشتی است که با چند واسطه به امام چهارم علی بن الحسين می رسد.
منبع :کتاب تاريخ و تحولات سياسی و اجتما عی در دوران قاجار در دشتی
برگرفته از وبلاگ تاریخ دشتی
شيخ عبدالنبی بحرانی از مجتهدين طراز اول بوده که در زمان محمد خان دشتی در بردخون(بردخون قبلا جزی از توابع دشتی بوده ولی اکنون به علت تقسيمات دولتی جز توابع دير به حساب می آيد) سکونت داشته و در آنجا حوزه علميه داير کرده بود که در حدود دويست نفر در آن مدرسه به تحصيل علوم دينی اشتغال داشته اند و عمده مخارج حوزه و هزينه طلبه از طرف محمد خان دشتی (شاعر و دانشمند)ضابط خورموج که خود يکی از ضابطين با نفوذ و تحصيل کرده نجف اشرف بوده تامين ميشده وی اعلام کرده بود که هر کس در حوزه علميه شيخ عبدالنبی
بحرانی تحصيل کند از پرداخت ماليات و عوارض معاف خواهد بود.و شيخ عبدالنبی کسی بود که فتوای جنگ با انگليس ها را صادر کرد و يکی از مجتهدين با نفوذ مورد علاقه مردم بود و خيلی از بزرگان دشتی و دشتستان و تنگستان زير نظر ایشان درس ميخوانده اند.و از حمله کسانی که تحصیلات مقدماتی خود را در این حوزه اغاز کردند شیخ محمد حسین برازجانی سید علی نقی دشتی فایز دشتی و مفتون بردخونی را می توان ذکر کرد.
منبع : وبلاگ تاریخ دشتی

مفتون بردخونی
سید بهمنیار حسینی فرزند علی اکبر متخلص به مفتون در سال 1276 ه . ش . متولد گردید . مفتون در بردخون دشتی زندگی می کرد . او شاعری بود همیشه عاشق چنانکه همین امر سوز و گداز شعرهایش را دو چندان کرده است . مرحوم مفتون در حوزه علمیه بردخون که یکی از مهم ترین حوزه های علمی و در سی می باشد کسب علم می نماید . او بیشتر در دو بیتی طبع آزمایی کرده است گر چه مثنوی لیلی و مجنونش بسیار زیبا می باشد ولی شهرتش بیشتر بخاطر دو بیتی هایش می باشد . ایشان غزل را نیکو می سرود ودر این زمینه شدیداَ تحت تأثیر حافظ بود که شاهد بر این مدعا دیوان ایشان معروف به هدیه العشاق است که بنده از نزدیک آن را ملاحظه نموده ام . او علاوه بر این صاحب کشکولی بنام حسینی است که نسخه ناقصی از آن موجود می باشد . او در قسمتی از این کشکول نسبت خود را به شاه فرج الله ملقب به امیر دیوان می رساند . نمونه هایی از دوبیتی های ایشان را در زیر اورده ام :
مــــــرا تا دیده برروی تو باز است
تنم چون شمع در سوز و گداز است
قدت کـــــــوتاه همچون عمر مفتون
ولی زلفت چو امیـــــــدم دراز است
******
پس از مــرگم تو با یاران دلخواه
گـــذر بر تربتم آرید نــــــــــا گاه
بگو بــــــــا آن رفیقان رفت مفتون
بــــــــــــــــه امید دراز عمر کوتاه

سيد بهمنيار فرزند علی اکبر حسنی بردخونی متخلص به مفتون.شاعر بلند آوازه دشتی است.وی در بردخون در گذشت و جنازه اش به عتبات عاليات منتقل شد.مفتون شاعری دوبيتی سرا که بيشتر شهرت و آوازه او مرهون همان دوبيتی است.اما در غزل و قصيده و مثنوی و ديگر قالب های شعری نيز طبع ازمايی کرده است.شهرت شاعری مفتون در جنوب تا بدان جا است که دوش به دوش فايز دشتی حرکت می کند همين بلند نامی این دو شاعر گاه تشخيص دوبيتی های آن دو رو از يکديگر مشکل می کند به ويژه در اشعاری که مفتون و فايز تلخص خود را در مصر ع های آخر ذکر نکرده اند.بديهی است که فايز و مفتون به دليل درد مشترک و دلسوختگی جنوب نشينی و احساسات داغ و آفتاب زده شاعرانه خود به زبانی نزديک به هم دست يافته اند.اما اشعار فايز روان تر و شفاف تر جلوه می کند.امروز شروه خوانان جنوب بيشتر از شعرهای فايز و مفتون بهره می برند.شهرت مفتون به دوبيتی های اوست.در شعر او سادگی و روانی همراه با استعاره موج می زند.با این حال روانی و زلالی تشبيهات فايز دشتی سر و گردنی از تصويرهای شعری مفتون بلند تر است.
به نقل از پسر مفتون:شبی از پدر پرسيدم که چرا اینقدر خود را در مقابل معشوقه خود کوچک و خوار ميکنی؟پدرم با تبسمی به من گفت:پسرم معشوقه و عشق من کسی است که تو هرگز آن را درک نخواهی کرد.حال فهميدم که منظور او کيست خدايش بيامورز و روحش شاد.
دريغا شمع بزم انجمن رفت
گل بستان و سرو در چمن رفت
به اميدی چو زلف يار مفتون
در ايام جوانی عمر من رفت
ا
لا ای ساربان محمل دوست
مرا آگاه کن از منزل دوست
که خواهم سر نهم تا روز موعود
به خاک آستان محفل دوست
خوشا فصل بهار سير و گلزار
خوشا وصل نگار و دور از اغيار
خوشا مفتون و ايام جوانی
لب جوی و لب جام و لب يار
بسی خوبان بسی گل عذاران
بسی قامت چو سرو جويباران
زروی تربت مفتون بچينيد
گل حسرت در ایام بهاران
صنم روی زمين ماه منی تو
به قدر زلف دلخواه منی تو
به زلفی دلبرا اميد مفتون
به قامت عمر کوتاه منی تو
اگر آرام جان باشد تو باشی
وگر روح روان باشد تو باشی
وگر در ديده مفتون دشتی
نگاری مهربان باشد تو باشی
خالوحسین بردخونی
شیخ محمد فولادی
زندگي ما انسانهاي امروز پارهاي از نتايج زندگاني گذشتگان و تاريخي است که پشت سر گذاشتهايم چرا که آدميان امروز پارهاي از ديروزيان هستند همانطور که نوع عملکرد ما صحنه سازفرداها خواهد بود به حدي تاريخ در زندگي ما اثر دارد که عدم اطلاع از آن بسياري از مسيرهاي پيش رويمان را تاريک کرده و با سرنوشتي نامعلوم مواجه خواهيم بود. لذا گفتهاند که: >عمريک آدم، به اندازهي تاريخي است که خوانده است< نشناختن گذشته مانند زندگي در سرزميني است بدون اطلاع از منابع و مخازن زندگي ساز، اينکه ميگفتند:>خزائن الارض رجالها<اندوختههاي هر کشور، رجال و مردان آن کشورند. چون در سايهي آگاهي از حرکت و نوع تفکر و انديشه و عملکرد مردان ديروز است که ميتوان با چشماني باز نسخهي زندگي امروز راپيچيد. ما مردم استان بوشهر گذشتهاي پر از حادثه داشتهايم که هر کدام بيانگر گوشهاي از خصوصيات انساني است که جوهرهي وجودي فرد يا افراد را بيان ميکند و بعضي از آن حوادثداراي ارزشهاي متعالي است که بر تارک عظمت تاريخ يک ملت براي هميشه ميدرخشد و هرگز رنگ کهنگي و فراموشي به خود نميگيرد. حوادث در گذشته علي الاغلب قهرماناني درخود جاي ميدهد که سربلنديها و افتخارات بر کاکل وجود آنها ميچرخد و قدرداني از آنان قدرداني از تمام ارزش هايي است که در آن حادثه يا حوادث نهفته است. آنان چنان نقشي ايفاءکردهاند که آيندگان احساس ميکنند بي نظير بودهاند و همانند ندارند بقول صائب تبريزي:
از عزيزان رفته رفته شدتهي اين خاکدان/يک تن از آيندگان نگرفت جاي رفتگان
آدمي احساس ميکند که گردش چرخ فلک در گذشته توان تربيت آن قهرمانان را داشته است و گويا امروز ديگر عقيم است. همانطور که فياض لاهيجي آرزو کرد که:
يک تن از آيندگان نگرفت جاي رفتگان/آسمان اي کاش دور ديگر از سر ميگرفت
بشر متمدن و جهان به توسعه رسيده امروز با همهي بهره مندي از تواناييهاي علمي بسياري از ارزشهاي معنوي ديروزيان را از دست داده است و عقل محاسبه گر سودجوي او ديگر مانعاز آن خلاقيتهاي عظيم معنوي است که در سايهي فداکاريها و ايثارها به دست ميآمد.
قسمتي از وجود ما در سايهي قهرمانان تاريخيمان تجلي ميکند که بايد از آن آگاهي داشته باشيم و غفلت از آن هرچند به آن قهرمانان ضرري نميرساند لکن از وجود خود ما ميکاهد.
اين مقدمهي کوتاه براي بيان ضرورت گزارشي کوتاه از زندگي راد مردي از خطهي دشتي در استان بوشهر بود مردي که از ايمان و سلامت نفس و شجاعت و ايثار زبانزد عام و خاص بود و درنزد مردمان قدر شناس امروز از افتخارات اين سرزمين به حساب ميآيد. عظمت و شکوه او بحدي است که بعد از مرگش شاعر معاصرش ميگويد:
گرنه بهر حرمت اين دودمان بودي مجال/فاش ميگفتم که در دشتي بود قحط رجال
مردي که با مردمانش مهر ميورزيد و تکيه گاه آنها بود و در برابر بيگانگان متجاوز چون شير ميغريد. بقول شاعر ارزشمند دشتي مرحوم سيد بهمنيار متخلص به مفتون بردخوني (1382 ـ1315 هـ.ق)
ديبا چه سعادت و سرمايه ادب
پيرايه امان به عنوان اقتدار
سرتا به پا شجاعت و پا تا به سر هنر
يک عالمي رشادت و دنيايي اعتبار
بلي اين مرد بزرگ و قهرمان خطهي دشتي مرحوم خالو حسين دشتي بردخوني است که مبارزهاش با تجاوز دولت بهيهي انگليس، نامش را جاودان ساخته و موجب افتخار تاريخ مردم دشتياست.
نگارنده سالها پيش مقالهاي کوتاه در روزنامهي کيهان با عنوان پلالههاي دشتيپ در يادي از خالو حسين و شهداي دشتي نوشتم اينک تصميم گرفته است که آن مقاله نوشت را با تجديدنظر بار ديگر در نشريات استان بوشهر براي اطلاع خوانندگان محترم منتشر نمايد:
گرنيم زيشان از ايشان گفتهام
خوشدلم کاين قصه از جان گفتهام
گر ندارم از شکر جز نام بهر
اين بسي بهتر که اندر کام زهر
چرا که معتقدم: >تاريخ فداکاران راهنماييست که سرانجام، جوامع انبوه بشريت را در درياي بيکران زندگي به ساحل اميد خواهد رسانيد. تنها سطرهاي جذاب در صفحات زندگي انسانهاجاييست که فروغي از کارنامهي فروزان مردان بزرگ بر آن تابيده است و زندگي آنان است که مانند تابلوي جاندار در مر آي آيندگان قرار دارد.<
حرکت دليرانه خالو حسين و مردم دشتي در مبارزه با انگليس و همراهي آنان با شهيد رئيس علي دلواري در جنگ بين الملل اول در سال 1915 ميلادي، موجب ميشود که خالو حسين ناميماندگار و افتخارآميز در تاريخ باشد و پژوهشگران را وادار به شناخت زواياي مختلف زندگي ايشان نمايد.
اگر خالو حسين دشتي يکي از شخصيتهاي محوري در مقاومت و مقابله مردم بوشهر در مقابل لشکر متجاوز انگليس شناخته ميشود نشان از خصلت هايي در وجود ايشان دارد که از اوچنين شخصيتي را ساخته است و آنگاه که غوري در زندگي و شخصيت فردي خالو حسين ميشود به اين نتيجه ميرسيم که او فردي استثنايي و داراي صفاتي منحصر به فرد بوده استهمانطور که مرحوم مفتون دربارهاش گفته است:
يک گل زما ببرد که نايد به گلستان
سروي زپا فکند که نبود به جويبار
چنانکه رئيس ابوالقاسم بن محمد متخلص به فيض زيرودي سرود:
چون تو نبود زير چرخ آسمان ماه هور
ما در گيتي نزايد در دليري چون تو پور
مرحوم خالو حسين فرزند اسماعيل متولد سال 1285 قمري، که 80 سال عمر با برکت خود را در خدمت به مردم و کشور و در راه ايمان و اعتقاد خود براي دفاع از مرز و بوم بسر برد و هرگز سرتسليم در مقابل تجاوز خارجي و ستم دولت داخلي فرود نياورد و از رزمندگي در ميدان جنگ و جانبازي و اسارت تا زندان رضاخاني را تحمل نمود و عزت و آزادگي را شعار زندگي قرار داد که:
اگر مايهي زندگي بندگي است
دو صد بار مردن به از زندگي است
مرحوم خالو حسين که کدخدايي مردم بردخون را به عهده داشت آن مردم از جان و دل پذيراي او شده بودند چون ايمان و خلوص خالو و امنيت و بزرگي که با کدخدايي خالو حسين به دستآورده بودند مايهي افتخار آنان بود و آوازهي عظمت او همهي اطراف را فرا گرفته بود. عالمان دين از او به بزرگي ياد ميکنند نگارنده خود از حضرت آيتالله حاج ميرزا احمد دشتي شنيدم کهميفرمود: خالو حسين هر چند ماه، از دشتي شهريه براي طلاب دشتي به نجف ميفرستاد و کساني که روزگار او را بياد دارند از تقيد خالو به عبادت و راز و نياز شبانهي او با پروردگار ميگويند،بزرگ قوم، خود اذان ميگويد، مناجات ميکند و هنگام سفر آخرين جايي که به خداحافظي ميرود منزل روحاني زمان خود مرحوم حاج سيد علي رکني حسيني است و هنگام برگشت از سفراولين خانهاي که وارد ميشود منزل آن سيد جليل القدر بهر احترام و قدرداني از فرزند رسول خدا (ص) است و به سادات منطقه احترام فراوان ميگذارد و هرچه در سفره خويش دارد با ساداتو فقراء تقسيم مينمايد >و آت ذي القر بي حقه< را بدرستي ادا ميکند. البته بزرگان قوم و سادات قدرشناس هميشه از خالو حسين به بزرگي ياد کردهاند چرا که: بزرگش نخوانند اهل خرد/ کهنام بزرگان به زشتي برد، مفتون چه خوب خالو را معرفي ميکند:
معروف در عرب بد و مشهور عجم
از ديده و نديده و را جمله دوستدار
تخمي نکاشت آن که ندامت دهد ثمر
رايي نداد تا که پشيمان شود زکار
تا بود، بود طرز سلوکش به خوب و بد
با دوستان مروت و با دشمنان مدار
از حسن خلق و نيت او اهل بردخون
جمله به ناز و نعمت گشتند مالدار
از حد >رود< تا به >دير< >پشت کوه< هم
ميبود همچو حلقه در انگشت اقتدار
انگليس در سال 1915 ميلادي 1333/ قمري به بوشهر هجوم ميآورد و بوشهر را اشغال ميکند شهيد رئيس علي دلواري، خالو حسين دشتي، زائر خضر خان اهرمي، شيخ حسين خانچاهکوتاهي با پشتوانهي فتواي علماء و مراجع عاليقدر چون ميرزاي شيرازي، سيد عبدالله مجتهد بلادي، علم الهدي اهرمي و... مردم مؤمن و جان به کف را به مقاومت در مقابل تجاوزدولت انگليس فرا ميخوانند. مرحوم خالو حسين دشتي در سال 1333 قمري اوايل ماه مبارک رمضان با شهيد رئيس علي دلواري در بوشهر به ملاقات حاج سيد محمدرضا کازروني يکي ازروحانيون مبارز بوشهري در منزل يکي از تجار رفته و شهيد رئيس علي قسم ياد ميکنند به کلام الله مجيد که: اي کلام الله گفتار مرا شاهد باش. من به تو سوگند ياد ميکنم که اگرانگليسيها بخواهند بوشهر را تصرف و به خاک وطن من تجاوز نمايند در مقام مدافعه برآيم و تا آخرين قطره خون من بر زمين نريخته است دست از جنگ و ستيز با آنان نکشم و اگر غير ازاين رفتار کنم در شمار منکرين و کافرين به تو باشم و خدا و رسول از من بيزار باشند. (دليران تنگستان ـ رکن زاده آدميت ص87)
مردم مؤمن و سرداران دلاور دشتي و تنگستان انگيزهاي جز دفاع از وطن و انجام تکليف ملي مذهبي خود و بيگانه ستيزي و پيروي از مراجع تقليد و علماي بلاد نداشتند و خود خوبميدانستند که با عده قليل و تجهيزات اندک و فرسوده در مقابل ابر قدرت تا دندان مسلح انگليس چه بسا توان مقاومت که بتوانند آنان را به شکست بکشانند نداشته باشند اما ايمان وآزادگي و وطن دوستي به آن مردم اجازهي سکوت و سکون نميداد. لذا نهضت مقاومت اين دلير مردان از اصالتي خدشهناپذير برخوردار است که به فرمايش دکتر عبدالرسول خير انديش:ويژگيهاي مبارزاتي ضد استعماري مردم تنگستان، دشتي و دشتستان عبارتند از
1ـ پيش قدمي: چون اولين جايي که براي حفظ استقلال وطن پيش قدم شد اين مردم بودند.
2ـ استقامت: با تمام سختيها، محدوديتها، عدم همکاري دولت وقت و شيوع مرض وبا و...
3ـ تنهايي: بدون هيچ تأثيري از بيگانگان، جوششي برخاسته از عرق ديني و ملي و ميهني و غيرت و مردانگي.
4ـ اسلاميت: نقش فتواها و همراهيهاي علماي بلاد و مراجع تقليد نجف اشرف.
5ـ عمل به تکليف: بدون هيچ چشمداشتي و يا بدست آوردن قدرت و مقامي.
6ـ مظلوميت: هيچ نهضتي با اين عظمت و اصالت در چنين گمنامي و انزوا را نگرفته است.
اگرچه بعد از انقلاب اسلامي مقداري به نقش عظيم شهيد بزرگ رئيس علي دلواري پرداخته شد و گهگاهي از دليران تنگستان يادي ميشود و يا چند کتاب نوشته و کنگرهاي به نام آنشهيد برگزار شده است اما متأسفانه از مردم دشتي و شهداي آن نهضت و سردار دلير آن خالو حسين دشتي کمتر سخن به ميان ميآيد و چه بسا دست هايي پيدا و پنهان مانع از آن شده استکه خورشيد فروزان دشتي از پشت ابرهاي حسادت و کوته بيني ظهور کند.
با شروع جنگ جهاني اول اشغال بوشهر توسط انگليسيها، مقاومت و مبارزه سراسر استان بوشهر را فرا ميگيرد و بزرگان قوم مردم را به ايستادگي دعوت ميکنند. مرحوم خالو حسين دشتينيز با 150 تفنگچي به ياري رئيس علي دلواري ميشتابد خالو حسين، با تفنگچيهاي خود به دلوار رفته و همراه تفنگچيهاي رئيس علي با سربازان انگليسي و هندي درگير ميشوند وآنان را با تلفات فراوان جانبي مجبور به عقب نشيني و راهي بوشهر ميکنند و خالو حسين و نيروهاي مبارز به چغادک رفته و در آنجا موضعگيري نموده و جلوي نيروهاي دشمن ميايستند.هواي گرم تابستاني و زمين شوره زار، طاقت را از افراد گرفته، زمين را گود کرده و خود را در گودال پنهان ميکنند تا مقداري از تابش آفتاب سوزان مصون مانند و آب را در کلاه نمدي که بر سردارند مينوشند. مرحوم خالو در خاطراتي که فرزند ارشدشان مرحوم حاج ابوالقاسم فولادي در يادداشت هايي که به يادگار گذاشتهاند آورده است: در همين چغادک بود که خبر شهادت رئيسعلي دلواري به آنان ميرسد و غم و اندوه همهي مبارزان را فرا ميگيرد. خالو ميگويد: ما مجدد نيروها را جمع کرده و در نزديک تنگک بوشهر جلوي انگليسيها را گرفتيم در همين جا>واسموس آلماني< تشکيل جلسه داد و گفت که: شما بايد جنگهاي چريکي و پارتيزاني راه بياندازيد و از جنگ رو در رو پرهيز کنيد که انگليسيها با داشتن اسلحههاي مدرن، همهي شمارا شکست ميدهند. اما ما حرفهاي واسموس را نپذيرفتيم و ايستادگي کرديم و جنگ دوباره شروع شد و در همين جا بوده است که مرحوم خالو حسين از ناحيهي ران و دست زخمي ميشود.پژوهشگر پر تلاش بوشهري سيد قاسم ياحسيني در توضيحات کتاب پلوايح و سوانح پ مرحوم آيت الله سيد عبدالله مجتهد بلادي ص 153 زخمي شدن مرحوم خالو را چنين مينويسد: پباشکست انگليسيها در دلوار، خالو حسين و چريکهاي تحت امرش به چغادک رفته و با همياري >شيخ حسين خان چاهکوتاهي< و >زاير خضر خان< شبيخونهاي چندي به سپاهانگلستان مستقر در بوشهر زدند. در جنگ معروف به >کوه کزي< خالو حسين از ناحيهي ران و دست مجروح شد و به اسارت انگليسيها درآمد.
اما محقق ديگر استانمان هيبت الله مالکي در مقالهي پعصر خوانين سه گانهپ در کتاب پرئيس علي دلواري پ مجموعه مقالات ص 101 حکايتي ديگر دارد:
>اما سنگر جناح چپ که در آن خالو حسين دشتي و آقا بهمنيار، کدخداي چغادک و شانزده نفر ديگر به دفاع مشغول بودند بواسطهي شدت حملهي دشمن از بقيه جنگاوران تنگستاني وچاهکوتاهي جدا افتاد و تا عصر، با همهي عده و نيروي دشمن ميجنگيد. مرحوم خالو حسين بردخوني که فرماندهي اين نجيب زادگان مسلمان را عهده داشت با وجود اينکه دو گلوله خوردهبود پس از اينکه فشنگش تمام شد همچون شير غران از سنگر بيرون جست و شکم سيزده نفر را با کارد پاره کرد که يکي از آنها يک >ماژور< (سرگرد) بود. در اين هنگام، نظاميان انگليسيو هندي اطراف ايشان و همراهانشان را محاصره کردند و آنها را دستگير نمودند.< اين مطلب در شعر مرحوم مفتون نيز آمده است که:
خالو حسين زدشتي با عدهاي کثير
نام آوران جنگ و دليران روزگار
با دولت بهيه چو گرديد رو به رو
آن مرد نامجوي به هنگام کارزار
تا بود عده دوربرش جنگ با تفنگ
نزديک چون شدند به خنجر فتاد کار
سولجر هجوم کرد بر اين شير خشمناک
مجروح شد زدست و زپا گشت زخم دار
گرچه اسير گشت زخون عدو نمود
سطح زمين معرکه چون دشت لاله زار
خالو حسين بعد از زخمي شدن و تمام شدن فشنگهاي اسلحهاش و مبارزه تن به تن، محاصره ميشود و به اسارت در ميآيد، او را دستگير و به عمارت ملک در بهمني بوشهر به همراهدوستش کمال ميمد منتقل ميکنند و پس از چند روز اين دو را از هم جدا کرده خالو را بعد از يک محاکمه صوري به بصره تبعيد ميکنند و کمال ميمد را به جزيره جاوه در اندونزي ميبرند.
خالو حسين را بيش از يک سال در بصره در اسارت نگه ميدارند.
مرحوم حاج ابوالقاسم فولادي از قول پدرشان مينويسد که: در عمارت ملک توسط يک افسر انگليسي محاکمه شده است. از خالو ميپرسند: تو چه کاره هستي؟ ميگويد: من رئيس قبيلههستم. چرا با قواي انگليسي ميجنگي؟ آيا از نيروهاي بريتانياي کبير نميترسي؟ خالو در جواب ميگويد: من از خودمان، وطنم و خاکم دفاع ميکنم و اين شما هستيد که از فرسنگها آمدهو با ما سر جنگ داريد و شعري منسوب به فردوسي برايش ميخواند که: چو ايران نباشد تن من مباد.
خالو حسين ميگويد: افسر انگليسي از جوابهاي من که مترجم برايش ميگفت خوشش ميآمد و با احترام برخورد ميکرد. در عمارت ملک يک افسر انگليسي يک گيوه محلي آلوده بخونکشتههاي ما به پا کرده بود و به ما نشان ميداد به مترجم خود گفتم: به اين افسر بي معرفت بگو تو با اين عمل خود ميخواهي ما را بترساني بدان که من به تنهايي نزديک دويست تن ازشما را کشتهام و من از تو و دولت تو ترس و واهمهاي ندارم.
پس از چند روز خالو را با ساير اسراء به بصره عراق منتقل کرده و در آنجا زنداني کردند ـ دکتر و پرستار از لندن آورده و زخميها را مداوا کردند. خالو در خاطرات خود آورده است که: پرستارانگليسي عطر ميزد و ما به خيال اينکه بوي عطر براي زخم مضر است انتقاد و اعتراض ميکرديم و او ميخنديد و ميگفت: نترسيد من ميکروبهاي زخم شما را ميکشم و به پانسمانمشغول ميشد. آنها به اسيران جنگي مخصوص سران آنها احترام ميگذاشتند هر روز لباسهاي ما را تعويض کرده و غير از خوراک و ميوه روزي پنج روپيه روي تختم ميگذاشتند و ميگفتندشايد خودت چيزهايي را بخواهي که ما نميدانيم. پس از يک سال که ديگر حالم خوب شده بود 150 نفر از اسراء از دولت عثماني از جزيره جاوه به بصره آوردند و در آن موقع فهميدم کهدوستم کمال ميمد به جزيره جاوه بردهاند. اسراي عثماني را آزاد کردند و آنها پيشنهاد دادند که تو نيز با ما بيا ترکيه و ما تو را به کمال پاشا يا آتا ترک رئيس جمهور معرفي ميکنيم تا ازطريق سفارت ايران منتقل به ايران شوي; اما انگليسيها موافقت نکردند و گفتند: تو را بايد تحويل دولت ايران بدهيم. پس از يکسال و اندي دوستم کمال ميمد را از جزيره جاوه به نزد ماآوردند. آنگاه که ميخواستند ما را آزاد کنند به ما گفتند: بايد تعهد بدهيد که از اين به بعد با دولت فهيمه انگليس نجگيد که من در جواب گفتم: اگر باز هم بخواهيد به خاک ما تجاوز کنيدخواهيم جنگيد. و آنها در مقابل جوابهاي من هيچ عکس العمل خشني نشان نميدادند.
اخلاق و رفتار خالو حسين فولادي دشتي با دوستان مروت و با دشمنان مدارا بوده است و خشم خود را با شجاعت و استواري در ميدان نبرد و جنگ رو در رو بروز ميداده است که اشداء عليالکفار ـ رحماء بينهم از صفات پيروان پيامبر رحمت است. در خاطرات خالو به قلم فرزندشان حاج ابوالقاسم آمده است که: اسراء ترک (عثماني) وقتي آزاد شدند در موقع خداحافظي با منگريه ميکردند.
در وقت جنگ غيظ و غضب از رخش عيان /درگاه صلح، صدق و صفا کرده آشکار
مرحوم خالو حسين و اسراي تنگستاني را بعد از يکسال و اندي با شرائطي ازجمله آزادي کلنل اکانور و اسراي انگليسي از طرف ايران آزاد ميکنند ـ آن سردار بزرگ دشتي را به همراه ديگراسرا دشتي و تنگستان با کشتي به بوشهر آورده و در مقابل چند نفر از مقامات صاحب رتبه انگليسي که توسط مرحوم زائر خضر (خدر) خان اهرمي به گروگان گرفته شده بودند در چغادکمبادله ميشوند و مرحوم خالو حسين به کمک مرحوم حاج سيد محمدرضا کازروني توسط لنج از طريق دريا به بردخون زادگاهش منتقل ميشود و مورد استقبال باشکوه مردم منتظر آن ديارقرار ميگيرد.
بقول مرحوم مفتون:
يکسال هم به بصره به زندان مقيم بود
زنجير بهر شير نباشد به دهر عار
روباه کس نديده گرفتار سلسله
زنجير بهر گردن شير است افتخار
از حبس شد خلاص نموده معاودت
در بردخون به مرکز خود گشت برقرار
خاک بلوک ديد پر از جور و شور و شر
شيخ دموخ کرده رياست به آن ديار
آن سردار آزاده هنگام ورود به بوشهر متوجه شهادت چهل نفر از نيروهاي تحت امرش ميشود که در اين مقاله به تعدادي از کساني که در رکاب مرحوم خالو حسين در جنگ با انگليسيهاشرکت داشتهاند و نام جاودان عدهاي از شهداي آن جنگ نابرابر را زينت بخش پايان مقاله قرار خواهيم داد.
مرحوم خالو حسين نه تنها با تجاوز دولت بيگانه انگليس به ستيز و مقابله پرداخت که با ستم دولت داخلي نيز سر ناسازگاري داشت و دولت وقت نه تنها قدردان مجاهدات آن مجاهد بزرگنبود که به عناوين و بهانههاي مختلف مرحوم خالو حسين و برادرش بهمنيار فولادي را به زندان ميانداخت خالو به مبارزان بختياري در مقابل دولت وقت کمک تسليحاتي ميکرد و گويادولت را نامشروع دانسته و ياري و همکاري با آن را حرام ميدانست.
دولت پهلوي، خالو حسين و برادرش بهمنيار را حدود هيجده ماه به زندان کريمخاني شيراز انداخته، که در همين زندان يکي از چشمان تيزبين خالو که هرگز در شکار خطا نميکرد نابيناميشود. مرحوم حاج ابوالقاسم فولادي مينويسد: با وساطت علوي مقدم رئيس ستاد لشکر در مقابل دريافت پول، خالو حسين آزاد ميشود.
در هر حال راد مرد دشتي در سال 1325 هجري شمسي / 1365 قمري در سن هشتاد سالگي دار فاني را وداع گفته و جسد مطهرش توسط فرزندشان حاج ابوالقاسم به نجف اشرف منتقلشده و در وادي السلام به خاک سپرده ميشود.
عمرش رسيد چون که به هشتاد در جهان
کرده سراي باقي بر فاني اختيار
در روز هفتم از مه شعبان به وقت ظهر
فرمان ارجعي برسيد زآفريدگار
لبيک گفت عازم بزم وصال شد
از خانه رخت بست بشد وارد مزار
سال وفاتش ارطلبي >گشته خم< بود
از مرگ او قد ابول، پشت بهميار
تاريخش ار به طور سهولت طلب کني
گويم که شصت و پنج پس از سيصد و هزار
مرحوم فيض زيرودي (رئيس ابوالقاسم) خوب سرود که:
مهتر ما بهتر ما اي دلير صف شکن
چون تو ديگر مينيايد ضيغمي اندر زمن
گر بشد مير قبايل سرور ما زين جهان
ما دعا خوان و ثنا خوانيم وا پس ماندگان
ما نيز در اينجا مناسب ميدانيم که يادي کنيم از يکي از بازماندگان خالو حسين که در بزرگي نشان از پدر داشت و بزرگترين خدمت به مردم بردخون نمود و اگر پدرشان در دفاع از مرز و بوماين کشور حماسه آفريد او نيز در صحنهي فرهنگ خوب درخشيد و با آوردن اولين مدرسه جديد به بردخون پردهي جهل و بي سوادي را دريد. آري فرزند برومند ايشان مرحوم حاج ابوالقاسمفولادي با تلاش طاقت فرسا همت به باسواد نمودن فرزندان مردم بردخون نمود و آنان را اجبار کردکه به مدرسه روند و خود اولين مدرسه را در بردخون به نام پمدرسهي فولادي پ تأسيسنمود، هرچند بعد از انقلاب آن مدرسه تغيير نام داده و به نام پمدرسهي بلالپ نمودند€€€ اين هم از معجزات اهل کرامت عصر ما است.
>نام تعدادي از شهداي دشتي در جنگ بين الملل در رکاب سردار بزرگ دشتي خالو حسين<
مرحوم حاج ابوالقاسم فولادي در يادداشتي براي نگارنده نام هيجده نفر از شهداي دشتي را به اين ترتيب ذکر نمودهاند:
1ـ ملا حسين حاجي ميدري از اهالي مل سوخته
2ـ حيدر ميرزا کمال خالدي از اهالي بردخون
3ـ عبدالله محبوب از اهالي بردخون
4ـ علي محمد کاظميان از اهالي بردخون
5ـ ملک زاير محمد از اهالي ملا سالمي
6ـ علي محمد فخرو از اهالي تل سنگ
7ـ غلام حيدر جمالي از اهالي گسخون بردخون
8ـ حيدر محمد علي فولادي از اهالي بردخون
9ـ محمد علي حاج قنبر از اهالي بردخون
10ـ عبدالله عباس خسروي از اهالي بردخون
11ـ خسرو مشهدي زاير قاسم خسروي از اهالي بردخون کهنه
12ـ حسين حاج علي ميدري از اهالي مل سوخته
13ـ علي حاجي فرزند غلام از اهالي درود احمد
14ـ محمد فريد فريدوني از اهالي خرگانه
15ـ محمد احمد از اهالي تل سنگ
16ـ محمد علي محمد حسين عابدي از اهالي چاه پهن
17ـ قنبر که در خدمت علي زاير سالم فولادي بوده از اهالي بطانه
18ـ ملا حسين حاج ميرزا مؤمني از اهالي دميگز
چند نام ديگر از شهدا و مجروحين و کساني که در جنگ بين الملل و همراه مرحوم خالو حسين شرکت داشتهاند، توسط فرزند ديگر ايشان، ميرزا محمود فولادي در اختيار قرار گرفت کههمين جا از ايشان سپاس فراوان دارم.
19ـ عبدالله احمدي از اهالي گلزني
مجروحين:
1ـ حاج فخرالدين پولادي 2ـ محمد عبدالله فولادي 3ـ حاجي زاير محمد 4ـ علي حاجي 5ـ کمال ميمد فخرايي اسير ساکن چاه پهن 6ـ زاير محمد فخرايي 7ـ محمد عابدي ساکنملگنزه
نام عدهاي از کساني که در آن جنگ همراه خالو حسين شرکت داشتند:
1ـ ميرزا آخوند ملا قاسم فخرايي 2ـ زاير اسماعيل احمدي 3ـ حسين احمد 4ـ ملا حسين حاجي 5ـ حاج قاسم احمدي 6ـ رئيس عالي محمودي 7ـ حاج محمد بردستاني 8ـ سيد حسينعزيزي 9ـ حاج غلام زايد سالم فولادي ساکن درود احمد 10ـ حاجي زاير سالم فولادي ساکن درود احمد 11ـ حاجي زاير سالم فولادي ساکن درود احمد
12ـ حيدر حسين محمد فولادي ساکن درود احمد 13ـ محمد اسماعيل فخرايي و همراهان از جم و ريز که عدهاي از آنان شهيد شدند 14ـ محمد فريد گنخکي 15ـ محمد احمدي 16ـاسدالله خالدي 17ـ حاج حسين قايدي 18ـ حاج قاسم بردستاني 19ـ غلامرضا مشهدي ساکن مل گنزه
انشاءالله به همت مطلعين، نام ديگر شهيدان آن حماسه و مقاومت براي ثبت در تاريخ اين کشور حماسي شيعي، منتشر شود تا نامشان همچون يادشان هميشه جاويد بماند.
در آخر چنانچه در ذکر نام و ديار شهيدان و مجروحين و رزمندگان اشتباهي رخ داده است عذر خواسته و آمادگي پذيرش و اصلاح آن را اعلام ميداريم و آخر دعوانا الحمدالله رب العالمين
منبع : تاریخ دشتی dashtiha.blogfa.com
![]() |
با سلام*
من واقعا نمیدونم چی باید بگم ولی هر کاری از دست خودم
و دوستانم بربیاد دریغ نمیکنیم*
امیدوارم روزی از همین روزها جشنی براشون بگیریم و همه این
کودکان معصوم را با چهره ای بشاش و خندان و زیبا ببینیم گرچه این
عزیزان همیشه برای ما زیبا هستند اما واقعا اگر هر کدام از ما هزینه
ای اندک از ولخرجی روزانه خودمون را کنار بگذاریم این فرشته های
کوچک روی زمین هم میتوانند زندگی عادی در جامعه داشته باشند
پس اگر از ته دلت میخوای کمک کنی بگو بسم الله و با من همصداشو
و اگر آماده همکاری هستی آخر نوشته خودت در همین وبلاگ لیست
قبلی را کپی کن و اسمت را به کمک کنندگان اضافه کن**
((درضمن باید عرض کنم هیچ پولی توسط بنده یا فرد دیگری از
دوستان پذیرفته نمیشه))****
بسم الله
پست ویژه
به داد این فرشتگان مظلوم برسید .

دقایقی پیش این تصاویر را یکی از خوانندگان خوب سایت یادداشت های یک خبرنگار برام فرستاد . چون هیچ توضیحی نداشت ، با خود فکر کردم عکس هایی از تئاتر کودک است . اما بعد متوجه شدم این فرشتگان معصوم همان دانش آموزانی هستند که بر اثر آتش گرفتن بخاری مدرسه به این شکل در آمده اند ! بنده به عنوان یک انسان از ظلمی که بر اثر غفلت و حادثه برای این کودکان مظلوم پیش آمده است ، بسیار متآثر شدم . از آن جا که به خواست خداوند متعال در کشور ما جراحان پلاستیک فراوانی وجود دارند . بدینوسیله از یکایک آن ها ملتمسانه دعوت می کنم با یاری افراد خییر و انسان های نیکو کار به یاری این فرشتگان مظلوم بشتابند .
من از تمام انسان های آگاه و با شرف ایرانی به ویژه جراحان محترم پلاستیک و سایر آقایان اطباء خواهش می کنم با مساعدت مردم خوب کشور و خییرین محترم برای نجات جان این فرشتگان معصوم قدمی خیر خواهانه برداشته و این عزیزان را به زندگی عادی برگردانند .
ما می توانیم بار دیگر شادی و لبخند را بر چهره غم زده این عزیزان زنده کرده و آرامش را به خانواده آن ها اهداء نماییم .
سایت یادداشت های یک خبرنگار مفتخر است به عنوان هماهنگ کننده این حرکت عاطفی و انساندوستانه در خدمت هموطنان باشد .
بدیهی است تا انتخاب نشدن فردی معتمد ( ترجیحآ از میان پزشکان جراح ) هیچ گونه هزینه مالی اخذ نخواهد شد . و مدیریت این سایت در حال حاضر فقط مسئولیت دریافت اعلام آمادگی و نظرات هموطنان گرامی را پذیرا می باشد .
گفتنی است تصاویر دریافتی مربوط به خبرگزاری فارس است که توسط عکاس محترم آن آقای فرامرز میرزا احمدی تهیه شده است .
از سایر همکاران و مدیران وبلاگ ها خواهش می کنم در معرفی لینک فوق این عزیزان را یاری فرمایند .
آدرس ای میل :
آدرس سایت :
آدرس وبلاگ :
با احترام : بهروز مدرسی























