منظر شهری
منظر شهری و هویت اجتماعی شهری
حسن حیدری | دکتری برنامه ریزی شهری و روستایی
شهر و جايگاه آن در نظام سکونتگاهی، در جهان مدتهاست كه ذهن بشر را به خود مشغول کرده و موضوع مناسبي براي پژوهش بوده است. در جامعه امروزي، شهر از ابعاد گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته است و از آنجا كه هويت نيز بخش مهمي از مرفولوژی شهری را تشکیل می دهد، بررسي هويت شهری بسيار قابل توجه است.
«هويت» احساس تعلق و همبستگي به يك جامعه است به گونهاي كه عضو يك جامعه از ساير جوامع متمايز باشد و فرد در مقابل معيارها و ارزشهاي جامعه خود احساس تعهد و تكليف كند و در امور مختلف آن مشاركت جويد. از این رو هویت شهری نیز تعلق و همبستگی عناصری را در بر می گیرد که شکل نهایی شهرها را بوجود می آورد.

در جامعه امروزي عواملي چون صنعتي شدن، توسعه تكنولوژي، گسترش اقتصاد، سرمايهگذاري و توسعه ارتباطات و فرآوردههاي فرهنگي آن نه تنها زندگي مادي و اقتصادي نقاط شهری، بلكه چارچوبهاي نمادين آنها را نيز دگرگون ميكنند. دانشها، مهارتها، باورها، ارزشها، سنتها، قواعد و رسوم اخلاقي و مذهبي پيوسته مورد سؤال و ترديد قرار ميگيرند. در چنين شرايطي شهرها در نظام سلسله مراتب سکونتگاهی به هويت نياز دارند، از طريق هويت ميتوان از پيچيدگي و سرعت تغييرات اجتماعي كاست به نظام سکونتگاهی توانايي آن را بخشيد كه نظمي نسبي در جریانات و تعاملات روزمره خود بوجود بیاورند.
شهر مجموعه ای است از احجام و فضاهایی که بر روی هم کالبدی منسجم و پیوسته را تشکیل می دهند. اگر در کالبد شهری، فضاهای مختلف با احجام مورفولوژی شهر هماهنگ نبوده و با هم شکل نگرفته باشند، کالبد شهر بیمار و نابسامان خواهد بود. بنابراین لازم است طراحی هایی که صورت می گیرد و تغییراتی که در بافت فیزیکی شهر ها اجرا می شود، پس از دقت و مطالعه کافی بر روی بافت و کالبد شهر، انجام گیرد.
در همین راستا یکی از مسائلی که امروزه همراه و همگام با بافت فیزیکی و توسعه ساختاری شهرها مورد توجه جدی قرار گرفته است، همانا هویت و هویت یابی شهری می باشد. با توجه به اینکه امروزه اکثر جمعیت کشور در شهرها زندگی می کنند، از این رو نیاز اجتماعی شدیدی به هویت شهری و نحوه پذیرش هویتی شهرها احساس می شود. از طرفی دانش شهری نیز از جمله مسائلی است که سال های متمادی مورد توجه جغرافیدانان قرار گرفته است. شاید بتوان این مسئله را ناشی از دو دلیل دانست و این ها دلایلی هستند که به هر تقدیر در مباحث شهری باید مورد توجه قرار گیرند.

شاید در نگاه اول هویت اجتماعی شهرها، قابل تشخیص نباشد؛ ولی همواره بین منظر شهری و هویت اجتماعی شهرها در هم تنیدگی خاصی وجود دارد. در واقع هویت شهری، الگویی فضایی و جغرافیایی دارد و همراه با منظر شهری به عنوان یک سیستم فرض می شوند. مردمی که در سکونتگاهی به نام شهر زندگی می کنند دارای ابعاد مختلف هویتی(دینی، ملی، فرهنگی، اجتماعی و ...)می باشد. بنابراین، مردم در این سیستم در مرکز مطالعات قرار می گیرند.
هویت
هویت مقوله ای هنجاری و ارزشی است که بحث در مورد آن مستلزم ارزش گذاری و موضع گیری هنجاری است. در بسیاری از متون، هویت را به معنای احساس تعلق به محیط در نظر گرفته اند و معیار هایی چون احساس امنیت، خاطره انگیزی، حس تعلق و وابستگی به منظور ارزیابی هویت تدوین شده و به کار رفته اند. فرهنگ عمید هویت را به معنای حقیقت شی یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد، شخصیت، ذات، هستی و وجود، منسوب به هو و ... می داند. در لغت نامه دهخدا هویت چنین تعریف شده است:
هویت عبارت است از تشخیص و همین میان حکیمان و متکلمان مشهور است. هویت، گاه بر ماهیت با تشخیص اطلاق می شود که عبارت است از حقیقت جزئیه. در فرهنگ معین از هویت به معنای آنچه موجب شناسایی شخص باشد، هستی، وجود و ... تعریف شده است.در بعضی مواقع نیز از هویت به معنای ذات باری تعالی یاد کرده است. با توجه به تعاریف ارائه شده می توان هویت را اینگونه تعریف کرد: هویت به ماهیت، هستی و وجودی اطلاق می شود که از طریق صفات(ذاتی یا عرضی، عینی یا ذهنی)قابل شناسایی است. از طرفی هویت، همراه با طبیعت و ماهیت اشیاء آشکار می شود. ماهیت آنچه شی بودن شی به آن است، هنگامی که تشخیص می یابد و خود را از شی بودنی دیگر گونه متمایز می کند، به سخن دیگر خود بودن خود را تعیین می کند، جایی برای هویت آماده می کند.
هویت اجتماعی
«هويت اجتماعي» احساس تعلق و همبستگي به يك جامعه است به گونهاي كه عضو يك جامعه از ساير جوامع متمايز باشد و فرد در مقابل معيارها و ارزشهاي جامعه خود احساس تعهد و تكليف كند و در امور مختلف آن مشاركت جويد، انتظارات جامعه را از خود پاسخ دهد و در مواقع بحراني، سرنوشت جامعه و غلبه بر بحران براي او مهم باشد، در جامعه شهری امروزي عواملي چون صنعتي شدن، توسعه تكنولوژي، گسترش اقتصاد، سرمايهگذاري و توسعه ارتباطات و فرآوردههاي اجتماهی-فرهنگي آن نه تنها زندگي مادي و اقتصادي مردم، بلكه چارچوبهاي نمادين آنها را نيز دگرگون ميكنند.
دانشها، مهارتها، باورها، ارزشها، سنتها، قواعد و رسوم اخلاقي و مذهبي پيوسته مورد سؤال و ترديد قرار ميگيرند. در چنين شرايطي افراد به هويت نياز دارند، از طريق هويت ميتوان از پيچيدگي و سرعت تغييرات اجتماعي كاست، به انسانها توانايي آن را بخشيد كه نظمي نسبي در زندگي خود و دنياي اطرافشان ايجاد كنند. دسترسي انسان به هويت واقعي خود باعث تثبيت موقعيت آنان و رسيدن به اهدافشان ميشود. هويت و نحوه شكلگيري آن از موضوعاتي است كه مورد علاقة بسياري از حوزههاي علمي ميباشد موضوع هويت از يك طرف نشاندهندة اهميت موضوع و از طرف ديگر نشانهاي از وسيع بودن حوزة مورد بررسي ميباشد. به كمك هويت است كه افراد به تعريفي از خويشتن ميرسند كه اگر اين تعريف يا واقعيت اجتماعي آنها در تعارض باشد، حالتهايي چون عدم پختگي، فشار رواني و مشكلات رفتاري را تجزيه ميكنند.
امروزه مسئله هویت اجتماعی، فاعلیت و عاملیت به دلایل چند در کانون گفتمان سیاسی و اجتماعی قرار دارد. در پایان قرن بیستم، شهرهای غرب، بویژه شهرهای ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی، مکان هایی شده بودند که طیف وسیعی از بیگانگان را در شرایط اجتماعی و سیاسی گرد هم می آورند که با شرایط آخرین موج مهاجرت جهانی به شهرهای کشورهای غربی پدید آوردن الگوهای جدید ناهمسانی فرهنگی، قومی، زبانی و مذهبی را در بر می گرفت، اکنون قدرت های انسجام بخش دولت ملی را به مبارزه می طلبد تا در مرزهای ثابت ملی، حضور فزاینده هویت های پراکنده و فراملی را پیرامون فضاهای مجزا ساختار یافته اند، جذب کند. از طرفی جهانی شدن بازار های تجاری نیز به این مشکل دامن زد و باعث تنوع هویت ها در شهرهای ملی و منطقه ای شد.
هویت، فضا و ساختار
سکونت، زندگی در ارتباط با محیط، مناظر و جامعه در فضایی مشخص است. هر کس در فضاهای چند گانه ذهنیت خود سکونت دارد، ولی در میان آنها، بررسی مرزها و میان این فضاها نیز زندگی می کند. در سطح تجربی، خانه ها، خیابان ها، محلات، محل های کار و پارک های عمومی شهر فضاهای روزمره ای هستند که مردم در آن ها دنیا را تجربه می کنند. مردم به گونه ای ملموس با بهره برداری از این فضاها، مسائل انتزاعی مدرنیته سرمایه داری را تجربه می کنند.
نظریه پردازان متاخری که دیدگاههای اجتماعی-فضایی و فلسفی درباره شهر دارند می گویند که شیوه های متعارف مفهوم پردازی فضا دیگر مناسب نیست. مهمترین مسئله در این مورد تضعیف فضای فیزیکی محدود محلات یا مناطق مقیاس اصلی درک هویت فردی و گروهی است که نقطه حرکت سنت پژوهش های محله ای است. امروزه هویت های فردی و محله ای، بسیاری از جوامع فراملی در امتداد فضاهای چندگانه و گاهی متضاد الگوههای پیچیده بازنمودهای تخیلی و خاطره ساختار می یابد، و این بدان معناست که باید در این مفهوم که هویت و آگاهی کاملا در مرزهای ثابت و محدود شکل می گیرند تجدید نظر کرد.
امروزه دیگر مانند گذشته، اقتصاد تعیین کننده ساختار اصلی شهر نیست. اغلب تاریخ نگاران، چنین می گویند که تحولات اجتماعی دوران مدرن، و توسعه اقتصاد بازار، که از طریق قوانین و نهادها کنترل می شود به بهترین وجه، در منطق اقتصاد و قدرت دولت که یکدیگر را تقویت می کنند، توجیه پذیر است. آنان به جای اینکه دولت را انعکاس نیازهای کارکردی اقتصاد بدانند، اداری کردن و کالاسازی را نیروهای ساختار بخش می دانند. بنابراین هویت، فضا و ساختار به همراه یکدیگر برنامه نظریه شهری انتقادی را تعریف می کنند. مایک سوج و آلن وارد سهم عمده جامعه شناسی شهری و شاخه های اندیشه مرتبط با آن در قرن گذشته را در تبیین وابستگی متقابل نهادهای اجتماعی خلاصه کرده اند که با شرایط مکانی خود، تجربه زندگی روزمره را شکل می دهند. انفجار اعتراضات اجتماعی در باره طیف وسیعی از مسائل و جنبش های اجتماعی گرفته تا شورش زاغه نشین ها در شهرهای دنیای غرب که در دهه 1960 به اوج رسید نامناسب بودن این چارچوب ها را آشکار ساخت.
جهانی شدن و هویت اجتماعی شهر
دسته بندی های گوناگونی درباره نظریه های جهانی شدن مطرح شده که یکی از مهمترین دسته بندی را بارت و مک کالوم (1997)ارائه داداه اند و دسته بندی دو بخشی مک گرو را که بر نظریه های تک علیتی و چند علیتی مبتنی است گسترش داده و دسته ای مبتنی بر فرآیندها به آن افزوده اند. آنها سه گونه نظریه جهانی شدن را معرفی می کنند:
الف: نظریه های منطقی تک علیت که در برگیرنده مجموعه ای از علت ها هستند که منطق علی جهانی شدن را در قلمرو نهادی ویژه یعنی اقتصاد، فن آوری و سیاست به کار گرفته اند.
ب: نظریه ها منطقی چند علیتی که بر چند عامل تکیه می کنند، اما رابطه ای میان این عامل ها را در نظر نمی گیرند.
ج: نظریه های فرآیند تعاملی، که جهانی شدن را فرآیندی می دانند که از دگرگونی چند جانبه تشکیل شده است. توضیح کامل این نظریه ها از حوصله این بحث خارج می باشد.
جهانی شدن در واقع از نظر گیدنز تشدید روابط اجتماعی در سطح جهانی است. این روابط تشدید شده به گونه ای است که موقعیت های مکانی بسیار دور را به یکدیگر پیوسته است. بنابراین دو مقوله زمان و مکان در این تعریف مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، رابرتسون با دیدگاهی فرهنگی و منسجم به عنوان یکی از چهره های برجسته جهانی شدن، همانند گیدنز، بر این باور است که جهانی شدن هم به فشردگی جهان، و هم به افزایش آگاهی از جهان به عنوان کلی یگانه اشاره دارد.
بررسی هایی که در رابطه با جهانی شدن و ساختار اجتماعی شهرها انجام گرفته است، عمدتا از بررسی های دیگر کمتر است. بیشتر این مطالعات در زمینه قطبی شدن اجتماعی، مهاجرت، دموکراتیزه شدن، تغییر در مفاهیم فضا، مرکز-پیرامون، دگرگونی علائق اجتماعی و پیرامونی، دگرگونی مرزها سنتی خانواده ها، رشد فرد گرایی، مصرف گرایی و نابرابری های اجتماعی، تاثیر متناقض جهانی شدن هم در جهت توانمند سازی و هم ناتوان سازی زنان، شرایط اجتماعی کار و ... می باشد. بنابراین توجه ابعاد ذکر شده در قالب هویت اجتماعی شهرها بویژه در کشورهای جهان سوم از مسائل مهمی می باشد که امروزه نظر بسیاری از جغرافیدانان را به خود جلب کرده است.
شرایط موجود در سطح جهانی و گسترش ایده ها و اندیشه های نو، و همچنین سازمان های محلی، ملی و فراملی که در گسترش ایده ها و تعمیق آن ها فعال است، امروزه ایدئولوژی مردم سالاری را که بر سنت و عرف های معمول در جهان تکیه دارد به چالش کشیده است. جامعه شهری با به گار گیری ابزارهای مدرن هم چون ماهواره، اینترنت، تلویزیون های دیجیتالی و ... با شیوه هایی نو از زندگی آشنا می شوند و آن ها را با شیوه های سنتی مرسوم خود مقایسه می کنند. پیامد های این برخوردها و رویارویی اندیشه ها و دیدگاهها، دگرگونی هویت اجتماعی شهرنشینان است.
این دگرگونی محتوا و سو گیری نوینی دارد که هویت شهری امروزی در گیر در فرآیند جهانی شدن را از جامعه شهری سنتی متفاوت می سازد. هویت فردی شهرنشینان مجموعه ای از هویت های اجتماعی و در برگیرنده ی هویت های مذهبی، جنسیتی، گروهی، قومی و ملی است. این هویت، امروزه تحت تاثیر فرآیند جهانی شدن و اجزای آن قرار دارد. فرآیند جهانی شدن به واسطه ابزارهای فن آوری خود شیوه های زندگی متفاوت و ایده هایی نو پیش روی جامعه شهری گذارده و این فرصت را به آنان داده است که از میان گزینه های گوناگون انتخاب کنند. همچنین، این گزینش با موقعیت های ساختاری موجود نیز در ارتباط است.
نتیجه گیری
همان طوری که در بالا اشاره شد، هویت اجتماعی شهرهای امروزی به شدت تحت تاثیر روند های جهانی و جهانی شدن قرار گرفته است. تغییرات هویتی، تغییرات فیزیکی و در نهایت باعث تغییر در منظر شهری می شود. مردم آنچه را که از محیط اطراف خود می گیرند و آنچه که محیط فرهنگی و اجتماعی در اختیار آنها قرار می دهد، در بافت شهری و سبک و سیاق زندگی خود به کار می برند.
بنابراین تغییراتی که در ابعاد مختلف هویتی شهرنشینان حاصل می شود، در منظر شهری نمود پیدا می کند. امروزه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و .... از مهمترین عوامل تاثیر گذاری در تغییر هویت شهری می باشد. بنابراین با برنامه ریزی صحیح و مدیریت کلان و آمایش سرزمین می توان تغییرات هویتی در ابعاد مختلف در نقاط شهری را کنترل و هدایت کرد تا منظر شهری سالمی در جامعه شهری کشور را شاهد باشیم.





























حضور سبز همه عزیزان را گرامی می داریم .